آنها دیده نمی شوند، زور زدن بی فایده است،در میان این همه شعار انتخاباتی، در میان این همه بیانیه از حقوق زنان گرفته تا اقلیت ها، در میان این همه وعده، شعار و حرف و مطالبات بر حق.. آنها اما هرگز دیده نمی شوند، شاید حتی یکیشان در برابر ماشین یکی از نامزدها، شاخه های گلش را بگیرد و مظلومانه نگاهی کند برای یک تکه کاغذ سبز رنگ یا حتی قرمز رنگ، اما بازهم نامزد محترم، او را نمی بیند، قرارهای انتخاباتی اش دیر می شود و نمی رسد به سخنرانی های متعددش..
زور زدن بی فایده است، آنها سالهاست که دیده نمی شوند، آنها سالهاست که از سطرهای هرچه مطالبه و مبارزه است، پاک شده اند... خط خورده اند... برای این بچه ها چه تفاوتی می کند، کی رئیس جمهورشان شود، اصلا آنها هرگز نخواهند فهمید رئیس جمهور کشورشان کیست.. واقعیت زندگی" وحید"، ماشینی بود که در 10 سالگی در وسط اتوبانی، جانش را گرفت و فالهای وحید به رمضان رسید تا بعد از او چرخ اقتصاد خانه را با دستهای کوچکش بچرخاند .. واقعیت زندگی " کودکان کار"،ماندن زیر آفتاب است از صبح تا به شب یا سرخ شدن از سرما در خیابانهای بالای شهر.. محل ستاد بسیاری از کاندیدها...
زیاد هم توقع گزافی نیست، زیاد لازم نیست موشکافی کنی برای دیدن این معضل، " کودکان کار"، را همه جا می توان دید. آنها حالا تبدیل شده اند به یکی از تصویرهای غیرقابل انکار شهرمان و باز حالا در میان این همه همهمه انتخاباتی، کسی نمی گوید که آقای نامزد محترم:" آیا تابحال این بچه ها را دیده ای؟، میدانی آنها از حق کودکی برخوردارند؟" می دانی حق آموزش و پرورش از ابتدایی ترین حقوقشان است؟، آقای نامزد، اگر رئیس جمهور شوید برای این یکی از بزرگترین معضلات کنونی جامعه ایران چه می کنید؟ آقای نامزد اصلا این بچه ها در کجای برنامه های شما قرار می گیرند؟ بعضی هایشان که ایرانی هم نیستند از سهام نفت چیزی عایدشان می شود؟، آقای نامزد، واقعیت زندگی این کودکان را حس می کنید؟ " تجاوز"، " ترس از مرگی فجیع" و آرزوهایی نه چندان بزرگ اما دست نیافتنی برایشان؟
نه.. سخن بیهوده ای، آنها به مانند تمام این سالها دیده نمی شوند.. هیچ کس برایشان برنامه ای ندارد.." کودکان کار" همچنان با دست های کبره بسته در کوره پزخانه ها آجر می پزند،مورد تجاوز قرار می گیرند، کتک می خورند، می میرند و کک کسی هم نمی گزد..
پی نوشت: داشتم فکر می کردم، که این همه بیانیه این روزها داده می شود، آما آیا فکر کرده ایم که پس کی می خواهیم به موضوع " کودکان" بپردازیم، آیا وقتش نرسیده که یک نفر بصراحت در مورد کنوانسیون حقوق کودک، منع کار کودکان، منع اعدام کودکان و همه آنچه این سالها فعالان حقوق کودک برایش حنجره پاره کرده اند، موضع گیری کند. آیا فقط یک بیانیه خشک و خالی هم، زیادمان بود؟ در روزهایی که به اذعان خود مسئولان، پدیده " کودک کار" یک معضل اجتماعی غیرقابل حل به نظر می رسد.
پی نوشت:بعضی ترانه ها و موزیک ها،آدم را یاد کسانی می اندازد که دیگر نیستند یا قرار است نباشند. این روزها زیاد موزیک گوش می کنم و صدای همه درآمده است!
این بیانیه کمیته گزارشگران حقوق بشر به مناسبت روز جهانی کودک است، بند به بند آن، پاسخگویی می طلبد!
زور زدن بی فایده است، آنها سالهاست که دیده نمی شوند، آنها سالهاست که از سطرهای هرچه مطالبه و مبارزه است، پاک شده اند... خط خورده اند... برای این بچه ها چه تفاوتی می کند، کی رئیس جمهورشان شود، اصلا آنها هرگز نخواهند فهمید رئیس جمهور کشورشان کیست.. واقعیت زندگی" وحید"، ماشینی بود که در 10 سالگی در وسط اتوبانی، جانش را گرفت و فالهای وحید به رمضان رسید تا بعد از او چرخ اقتصاد خانه را با دستهای کوچکش بچرخاند .. واقعیت زندگی " کودکان کار"،ماندن زیر آفتاب است از صبح تا به شب یا سرخ شدن از سرما در خیابانهای بالای شهر.. محل ستاد بسیاری از کاندیدها...
زیاد هم توقع گزافی نیست، زیاد لازم نیست موشکافی کنی برای دیدن این معضل، " کودکان کار"، را همه جا می توان دید. آنها حالا تبدیل شده اند به یکی از تصویرهای غیرقابل انکار شهرمان و باز حالا در میان این همه همهمه انتخاباتی، کسی نمی گوید که آقای نامزد محترم:" آیا تابحال این بچه ها را دیده ای؟، میدانی آنها از حق کودکی برخوردارند؟" می دانی حق آموزش و پرورش از ابتدایی ترین حقوقشان است؟، آقای نامزد، اگر رئیس جمهور شوید برای این یکی از بزرگترین معضلات کنونی جامعه ایران چه می کنید؟ آقای نامزد اصلا این بچه ها در کجای برنامه های شما قرار می گیرند؟ بعضی هایشان که ایرانی هم نیستند از سهام نفت چیزی عایدشان می شود؟، آقای نامزد، واقعیت زندگی این کودکان را حس می کنید؟ " تجاوز"، " ترس از مرگی فجیع" و آرزوهایی نه چندان بزرگ اما دست نیافتنی برایشان؟
نه.. سخن بیهوده ای، آنها به مانند تمام این سالها دیده نمی شوند.. هیچ کس برایشان برنامه ای ندارد.." کودکان کار" همچنان با دست های کبره بسته در کوره پزخانه ها آجر می پزند،مورد تجاوز قرار می گیرند، کتک می خورند، می میرند و کک کسی هم نمی گزد..
پی نوشت: داشتم فکر می کردم، که این همه بیانیه این روزها داده می شود، آما آیا فکر کرده ایم که پس کی می خواهیم به موضوع " کودکان" بپردازیم، آیا وقتش نرسیده که یک نفر بصراحت در مورد کنوانسیون حقوق کودک، منع کار کودکان، منع اعدام کودکان و همه آنچه این سالها فعالان حقوق کودک برایش حنجره پاره کرده اند، موضع گیری کند. آیا فقط یک بیانیه خشک و خالی هم، زیادمان بود؟ در روزهایی که به اذعان خود مسئولان، پدیده " کودک کار" یک معضل اجتماعی غیرقابل حل به نظر می رسد.
پی نوشت:بعضی ترانه ها و موزیک ها،آدم را یاد کسانی می اندازد که دیگر نیستند یا قرار است نباشند. این روزها زیاد موزیک گوش می کنم و صدای همه درآمده است!
این بیانیه کمیته گزارشگران حقوق بشر به مناسبت روز جهانی کودک است، بند به بند آن، پاسخگویی می طلبد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر