یکم- اصولا اینجور وقت ها آدم دلش می خواهد بگوید " ای .... ملتی که سال تا سال هم کتاب نمیخونند و حالا از سر و کول هم در نمایشگاه کتاب بالا می روند. و مصیبتش برای مایی است که از بد حادثه مسیرمان هر روز ایستگاه مترو شهید بهشتی است و آن وقت وقتی میان سیل جمعیت، احساس خفگی و له شدگی به تو دست می دهد. مدام زیر لب می گویی" ......."
دوم- رکسانا صابری آزاد شد و از آزادیش بی نهایت خوشحالم. اما از آنچه بیشتر احساس خرسندی می کنم، حقارتی است که دستگاه اطلاعاتی ایران و دادگاه انقلاب در جریان این پرونده متحمل شد. 8 سال حکم تعزیری در کمتر از یک ماه به 2 سال حبس تعلیقی تبدیل می شود. فکرش را بکنید در بهترین حالتش برای هر کس دیگری که بود، این حکم مثلا به 4 سال حبس تعزیری تبدیل می شد.
اما وزارت اطلاعات ایران و دستگاه قضایی، تحقیر شد. اینجا دیگر، اعمال غیرقانونی، نگهداری غیرقانونی در بند 209، بازجویی و همه و همه نتوانست کاری از پیش ببرد. وزارت اطلاعات ناچار شد، عقب نشینی کند و این یعنی، می شود با فشاررسانه ای و جهانی، مانع از زندانی شدن افرادی شد. می شود عالیه اقدام دوست را بیرون آورد از زندان، می شود به جای دستبد و زندان بر دستان کارگران بوسه زد. می شود دیگر بند 209 یا 2 الف و یا هرجای دیگری اینچنین را نداشت. می شود اگر همه بخواهیم، سایر دوستانمان را هم از زندان آزاد کنیم.
و وزارت اطلاعات، داغ این حقارت را برای همیشه بر پیشانی اش خواهد داشت.
سوم- علی کلایی را بازداشت کرده اند. درحالی که رفته بود در دادگاه انقلاب برای رسیدگی به پرونده اش. به دلایلی که نمیدانم چیست، در بند 209 است برای پاسخ دادن چند سوال که البته حتما می بایست در آنجا پرسیده می شد و چرایش را نمی دانیم! حالا قرار است آزاد شود و وثیقه ندارد....
چهارم- بازداشتی های روز جهانی کارگر همچنان در زندانند و در این میان چند نفری هنوز تماس نگرفتند. حتما لازم نیست بگویم که بازداشت آنها غیرقانونی بوده. ضرب و شتم شدیدشان در حین بازداشت غیرقانونی بوده- نگهداری بی دلیلشان در زندان اوین غیرقانونی است و عدم اجازه برای تماس با خانواده هم غیرقانونی است.
پنجم- وقتی سگی هار شود، پاچه همه را می گیرد. و این چنین است الان!
دوم- رکسانا صابری آزاد شد و از آزادیش بی نهایت خوشحالم. اما از آنچه بیشتر احساس خرسندی می کنم، حقارتی است که دستگاه اطلاعاتی ایران و دادگاه انقلاب در جریان این پرونده متحمل شد. 8 سال حکم تعزیری در کمتر از یک ماه به 2 سال حبس تعلیقی تبدیل می شود. فکرش را بکنید در بهترین حالتش برای هر کس دیگری که بود، این حکم مثلا به 4 سال حبس تعزیری تبدیل می شد.
اما وزارت اطلاعات ایران و دستگاه قضایی، تحقیر شد. اینجا دیگر، اعمال غیرقانونی، نگهداری غیرقانونی در بند 209، بازجویی و همه و همه نتوانست کاری از پیش ببرد. وزارت اطلاعات ناچار شد، عقب نشینی کند و این یعنی، می شود با فشاررسانه ای و جهانی، مانع از زندانی شدن افرادی شد. می شود عالیه اقدام دوست را بیرون آورد از زندان، می شود به جای دستبد و زندان بر دستان کارگران بوسه زد. می شود دیگر بند 209 یا 2 الف و یا هرجای دیگری اینچنین را نداشت. می شود اگر همه بخواهیم، سایر دوستانمان را هم از زندان آزاد کنیم.
و وزارت اطلاعات، داغ این حقارت را برای همیشه بر پیشانی اش خواهد داشت.
سوم- علی کلایی را بازداشت کرده اند. درحالی که رفته بود در دادگاه انقلاب برای رسیدگی به پرونده اش. به دلایلی که نمیدانم چیست، در بند 209 است برای پاسخ دادن چند سوال که البته حتما می بایست در آنجا پرسیده می شد و چرایش را نمی دانیم! حالا قرار است آزاد شود و وثیقه ندارد....
چهارم- بازداشتی های روز جهانی کارگر همچنان در زندانند و در این میان چند نفری هنوز تماس نگرفتند. حتما لازم نیست بگویم که بازداشت آنها غیرقانونی بوده. ضرب و شتم شدیدشان در حین بازداشت غیرقانونی بوده- نگهداری بی دلیلشان در زندان اوین غیرقانونی است و عدم اجازه برای تماس با خانواده هم غیرقانونی است.
پنجم- وقتی سگی هار شود، پاچه همه را می گیرد. و این چنین است الان!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر