۱۳۸۷ دی ۱۵, یکشنبه

"در اداره آگاهی شما، خروس تخم می گذارد*" / نگاهی اجمالی به اداره آگاهی شاهپور

از اونجا که هیچی نداشتم واسه گفتن و اینجا هم مدت زیادی بود که چیزی ننوشته بودم، گفتم اینو بذارم..
شاید تکراری و قدیمی باشه... ببخشید...
***
متهم در حقوق به کسی گفته می شود که گمان می رود کار مجرمانه ای مرتکب شده است، اما هنوز ثابت نشده که آیا عمل مجرمانه را او انجام داده است یا نه...
متهمان در حین بازداشت و پیش از تشکیل دادگاه و تشخیص گناهکار بودن و یا بی گناهی،از حقوقی برخوردارند که طی سال های گذشته بارها محوریت بحث فعالان حقوق بشر واقع شده است. از جمله این حقوق " منع شکنجه ی متهم " است که در قانون به تأکید آورده شده و در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز به آن اشاره شده است.
مطابق ماده 129 قانون آیین دادرسی کیفری و اصل 23 قانون اساسی " تحصیل دلیل از طرق غیرقانونی ممنوع است" یعنی قاضی و یا مقام تحقیق حق ندارد از هر راهی که تشخیص می دهد، متهم را وادار به پاسخگویی نماید. و تحقیقاتی که بدون رعایت این موارد صورت گیرد، غیرقانونی است و نمی تواند مبنای صدور حکم علیه متهم قرار گیرد.
اداره آگاهی
مقر اصلی آگاهی تهران در نزدیکی میدان شاهپور واقع است. اکثریت متهمان منتقل شده به " شاهپور" به طور مستقیم توسط ماموران این اداره بازداشت می شوند، با این حال عده ای نیز از کلانتری های و حوزه های انتظامی دیگر جهت بازجویی های فنی و تخصصی، به شاهپور منتقل شده و این دسته از متهمان معمولا افرادی هستند که در جریان بازجویی در کلانتری های محل، اتهامات خود را رد نموده و در اداره آگاهی شاهپور بدون استثنا تمامی اتهامات را می پذیرند.
بازداشتگاه های موجود در اداره آگاهی به دو دسته تقسیم می شوند، یک دسته مربوط به متهمانی است که دارای جرایم سبک تر بوده و از کلانتری های دیگر جهت بازجویی و معرفی به دادسرا،به شاهپور آورده شده اند، که این افراد معمولا در اتاق هایی با مساحت 12 تا 15 متری نگهداری می شوند.
دسته دیگر، انفرادی هایی است که متهمان با اتهاماتی چون، سرقت مسلحانه، قتل، دزدی، نگهداری می شوند. این افراد معمولا با دست ها و پاهای بسته شده در سلول نگهداری می شوند. در طول 24 ساعت تنها یک بار درب سلول باز شده و متهم حق استفاده از توالت را دارد. غذای متهمان نیز هر 24 ساعت یکبار به صورت تکه ای نان، به آنها داده می شود.
(1)با توجه به میزان و تعداد افراد بازداشتی در بازداشتگاه آگاهی و محدودیت مکانی و کوچک بودن سلولها و بالابودن آمار، افراد داخل یک اتاق که عملا داخل یک اتاق 18 متری گاهی تا 30 نفر نگهداری می شوند، بر اثر تنگی جا روی هم می خوابند و کل امکاناتشان در این اتاقها فقط موکت کثیف و نمناک زیر پایشان است .
مقوله استفراغ و بی اختیاری ادراری و ترکیدگی و عفونت کف پاهای متهمین تعزیر و مضروب شده بوسیله کابل و سیم و تسمه که دیگر جزء اتفاقات عادی و پیش پا افتاده در بازداشتگاه آگاهی محسوب می شود که در این بین نبود تهویه مناسب باعث شده که انواع بیماریهای تنفسی و اسهال و استفراغ به همراه سرگیجه مدام در بین افراد بازداشتی شایع باشد.
خصوصا اینکه با این وضعیت عدم وجود امکانات بهداشتی بیماریهای چشم درد و عفونت چشمی و بیماری پوستی گال از بیماریهای رایج و مصری در بازداشتگاه آگاهی می باشد که بازداشتیها با بستن تفاله چای بر روی چشم عفونت چشمانشان را درمان می کنند. ولی در مورد بیماری پوستی گال اکثرا با دخالت و اعتراض بازداشتیها مواد ضد عفونی به افراد مبتلا شده به این بیماری داده می شود.
وجود شپش یکی از عادی ترین چیزهاست که در بازداشتگاه وجود دارد و در کمتر از 2 ساعت اقامت در اتاقها خود به خود تمام لباس و تن و سر فرد بازداشتی پر از شپش می شود.
نحوه بهره مندی از استحمام در وضعیت معمولی فقط 3 الی 5 دقیقه آنهم به حالت دسته جمعی است که همه بازداشتیهای بالای 15 روز اقامت در بازداشتگاه را لخت مادرزاد در اتاقی می اندازند که حدود 5 دوش وجود دارد و به هر 10 نفر یک قوطی متوسط پودر رخشویی داده می شود تا در زمان شستشو اسید پودر رخشویی بدن را ضد عفونی کند و شپشهای بدن و سر را از بین ببرد.(1)
در بازداشتگاههای اداره آگاهی، که تحت نظر هیچ مرجع قانونی اداره نمی شود، اعمال شکنجه جهت اعتراف گیری از متهم امری عادی تلقی می شود.در اینگونه مراکز، اکثریت متهمان، به اتهاماتی چون قتل، قاچاق، دزدی و .. نگهداری می شوند. به طور معموال افرادی که در جریان بازجویی های اولیه در مراکز نیروی انتظامی حاضر به اعتراف نمی شوند، به اداره آگاهی برده می شوند. افرادی که تجربه بازجویی در اداره آگاهی را داشته اند، می گویند که " در آنجا بلایی سرت می آورند که به همه چیز اعتراف می کنی"
با وجود اینکه هر از چندی یکبار اخباری مبنی بر خشونت های رایج علیه متهم در اداره آگاهی منتشر می شود، اما اخبار محدودی نسبت به شرایط موجود در اداره آگاهی وجود دارد.
در این شرایط، آنچه قابل توجه است، استناد دادگاه به اعترافات متهم در اداره آگاهی برای صدور حکم است. در حالی که در بسیاری از پرونده های قضایی، متهمان در کلیه مراحل دادرسی اتهام خود را رد کرده و تنها یکبار در اداره آگاهی، اتهامشان را پذیرفته اند، اما دادگاه با استناد به همان اعترافات فرد را مورد محکومیت قرار می دهد.
شهلا جاهد، متهم به قتل لاله سحرخیزان همسر ناصر محمدخانی، فوتبالیست مشهور دهه 60، از جمله افرادی بود که در جلسه دادگاه، اعترافات خود در اداره آگاهی را ناشی از شکنجه های شدید دانست و در جمله ای به یاد ماندنی خطاب به قاضی پرونده گفت* " آقای قاضی،در اداره آگاهی شما، خروس تخم می گذارد!"
گفتگو با یک متهم
در محله هایی مثل " فلاح"، " بیسیم"، " پاسگاه نعمت آباد" و ..، یافتن افرادی که بازداشت در اداره آگاهی شاهپور را تجربه کرده اند، چندان مشکل نیست. اینجا تعداد زیادی از افراد، حداقل یکبار در شاهپور بازداشت بوده اند.
"ما رو به اتهام دزدی بازداشت کردند. یک موتور برق را از پارک دزدیده بودیم،البته من ندزدیدم، اینها دزدی کردند" و به دوستانش اشاره می کند. اسمش سعید است. شاید 18 ساله باشد.
"در حد مرگ کتکمان زدند و سپس به اداره آگاهی منتقل شدیم. آنجا هم به شدت ما رو کتک زدن. انقدر زدن، تو نمیری!.. ما چون چشم بند داشتیم، قیافه فرد را نمی دیدیم."
" فقط کتک می زدند تا اعتراف بگیرند، ما البته همون اول، همه چی رو اعتراف کردیم. مثلا منو انداخته بودن زیر میز، با نوک کفش می زد تو پاهام ، یا با کشوی میز، میزد تو سرم، باور کن، منگ شده بودم"
" یه قابلمه غذا میدن واسه 50 نفر، یعنی تو کل مدتی که اونجا هستی باید گرسنگی بکشی"
"صدات دربیاد، می زنن.هر 5 دقیقه یکبارمیگن، بازداشتگاه رو تمیز کنید. تاصبح بشین پاشو میدن. اتاقهاش،حدود 12 یا 15 متره، 50 -60 نفر رو میریزن توش، در این وضعیت فقط میتونی بشینی، آن هم به زور."
"خدا هیچ کافری رو تو آگاهی شاهپور گرفتار نکنه"
انواع شکنجه های مرسوم در اداره آگاهی
یك متهم به جعل اسناد و نگهداری مشروبات الكلی در اثر شدت شكنجه های وارده دو دست خود را از دست داد.مأوران اداره آگاهی، با آویزان كردن این متهم از سقف به مدت طولانی و قرار دادن شعله آتش بر روی انگشتان این فرد و ایراد ضرب و شتم مكرر به وی، وخامت حال متهم را به جایی رساندند كه وی به مراكز درمانی در تهران منتقل شد و بنابر اظهارات پزشكان بیمارستان سوانح و سوختگی هر دو دست این متهم از ناحیه كف دست به دلیل شدت جراحات وارده قطع گردید(2).
قضات شعبه 22 دادگاه تجدید نظر استان تهران دو مأمور اداره آگاهی تهران را که متهم به شکنجه زنی جوان بودند، محکوم کردند. مطابق شکایت مریم، یکی از افسران بازجو برای گرفتن اعتراف، وی را به شدت کتک زده و با وارد آوردن ضربات جسم سخت، فرق سر وی را شکافته بود(3).
موارد بالا تنها بخشی از اتفاقاتی است که هر روزه در ادارات آگاهی برای اعتراف گیری از متهمان می افتد و تنها موارد کوچکی از آن، هر ازگاهی ابعاد رسانه ای پیدا می کند.
"در اداره آگاهی شاهپور، درختی هست به نام درخت سخنگو؛ متهم را به این درخت می بندند و دستهای فرد آنقدر کشیده می شود تا تاندونهای دستش پاره شده و بیهوش شود و سپس آب سرد روی سرش ریخته و با کابل و مشت و لگد او می زنند و می گویند آنقدر تو را می زنیم که یا درخت صحبت کند یا تو صحبت کنی."
"یک نوع شکنجه هست به نام جوجه کباب؛ متهم را مثل مرغ پرکنده و دست و پا بریده به یک میله می بندند و می گردانند."
"متهم را در لاستیکهای بزرگ کامیون، به صورت جنین داخل رحم قرار می دهند و سربازان او را به نوبت دور یک محوطه می گردانند و یا بیدارخوابی های طولانی که این شکنجه ها در هیچ کجا ثبت نمی شود." "متهمی را ساعتها آویزان می کنند، خانواده اش را به اداره آگاهی و مقابل او می آورند و به او می گویند یا حرفهایی که ما می گوییم می زنی، یا وضع همین است. در این شرایط این متهم می گفت من دیگر هیچ توانی نداشتم به آنها گفتم من فقط امضاء می کنم شما هرچه دلتان خواست در آن نامه بنویسید."(4)
در بازداشتگاه آگاهی ورامین، زدن چهارصد تازیانه به کف پای متهم به تناوب برای گرفتن اعتراف جزء روش های عادی است.
آویزان کردن متهم به پنکه سقفی با یک دست، که منجر به فلج شدن دست برخی از متهمین شده است .
فحاشی، هل دادن، اردنگی زدن، مسخره کردن، کتک زدن تا حد مرگ در زندان های شهرستانها بخصوص بازداشتگاه های موقت و قرنطینه ها و بازداشتگاه های کلانتری های نیروی انتظامی روال عادی است.
زدن دستبند و پابند تا حد خونریزی، عفونت، تورم پاها و دست های متهمین در انفرادی های زیرزمینی پلیس امنیت در خیابان سپاه از جمله روش های رایج اعتراف گیری است.
بازجویی از متهم
علاوه بر روش مرسوم شکنجه برای اخذ اعترافات، طرق بازجویی و نحوه پرسیدن سؤالات نیز امری است که در اکثر نهادهای مزبور به شکل خلاف قانون صورت می گیرد. طبق بخشنامه حقوق شهروندی، بازجو و یا مقام تحقیق کننده حق ندارد، سؤالهای خود را طوری مطرح کند که پاسخ را به متهم تلقین و القا نماید. مریم متهمی که مدتی رادر بازداشت اداره آگاهی به سر برده است می گوید:" از زمان بازداشت یکی از بازجویان با من بدرفتاری می کرد و سعی داشت القا کند که من شوهرم را کشته ام در حالی که این طور نبود و تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش اتهام قتل نشدم. همچنین زمان انجام بازجویی در اداره آگاهی نیز بستگی به نظر بازجو دارد، در حالی که مطابق با بخشنامه حقوق شهروندی، بازجویی در شب غیرقانونی است. متهمان اغلب نیمه های شب به اتاقهای بازجویی برده شده و پس از شکنجه فراوان، اتهامات خود را می پذیرند.
"شکنجه در بازداشتگاه‌های آگاهی را ’نمی‌توان انکار کرد’
سردار محمد نوری، معاون آگاهی نیروی انتظامی چندی پیش در جمع خبرنگاران رسانه ها گفت: "امکان وقوع شکنجه و ضرب و شتم در آگاهی وجود دارد و نمی توان این موضوع را انکار کرد. اما وقوع آن قطعا به منزله تخلف است." به گفته او، فرماندهی نیروی انتظامی نیز اعمال شکنجه را "نسنجیده" و "غیرقانونی" تلقی می کند.
این مقام مسئول تأکید کرد بازرسی نیروی انتظامی موظف است با مصادیق شکنجه برخورد کند و متهمانی که در اداره آگاهی مورد شکنجه یا ضرب و شتم قرار گرفته اند می توانند به این سازمان، یا دادسرای نظامی شکایت کنند.
همچنین در گزارش تهیه‌شده از سوی هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی در سال 85، گزارش بازرسی از بازداشتگاه آگاهی تهران، بازداشتگاه سازمان حفاظت اطلاعات ارتش، بازداشتگاه اماكن، بازداشتگاه حفاظت اطلاعات وزارت دفاع موسوم به 64، بازداشتگاه حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، زندان رجایی‌شهر، بازداشتگاه حفاظت اطلاعات سپاه، بازداشتگاه اطلاعات سپاه، بند 209 وزارت اطلاعات زندان اوین، بازداشتگاه آگاهی در شهرری، ستاد مبارزه با مواد مخدر ری، بازداشتگاه كلانتری 160 خزانه، زندان قزل حصار كرج واحد 3، ندامتگاه خورین ورامین، بازداشتگاه آگاهی ورامین، بازداشتگاه آگاهی شهریار، بازداشتگاه ستاد مبارزه با مواد مخدر شهریار، از دادگاه انقلاب اسلامی تهران و دادسرای ناحیه 7 انقلاب، ذكر شده كه در آن از وجود موارد بارز از نقض حقوق شهروندی خبر داده شده بود. هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی، از احضار افراد متخلف و مجازات آنان خبر داد.
با این وجود، شکنجه متهمان از سوی نیروهای انتظامی امری جدید و پوشیده نیست. این مسأله به خصوص در جریان اجرای طرح امنیت اجتماعی نمود پیدا کرد که موجب اعتراضات گسترده داخلی و بین المللی شد. اما در داخل کشور، نه تنها نیروی انتظامی به عنوان ضابط قضایی به دلیل برخوردهای خشن و خلاف قانون مورد بازخواست قرار نگرفت، بلکه مسئولان حکومت نیز،ضمن تمجید از علمکرد این ارگان، اعمال خلاف قانون آن را تأیید نمودند. مشخص نیست، روند اعمال شکنجه های شدید علیه متهمان در اداره های آگاهی تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد و درب این تاریکخانه ها تا چه زمان بر روی نهادهای نظارتی و فعالان حقوق بشر بسته خواهد ماند.
منابع:
1- گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در مورد شرایط بازداشتگاه ها
2- ادوارنیوز
3- روزنامه اعتماد- صفحه حوادث-4/2/87
4- مصاحبه دکتر نعمت احمدی با خبرگزاری بی بی سی
پی نوشت : امروز اتفاق خوبی افتاد... در قطار که باز شد در ایستگاه ملت، صدای مردی بود که می گفت " من نمیذارم تو سوارشی" و زنی " برو بابا " گویان سوار شد، و در بسته شد. از زنهای فروشنده مترو بود با یک ساک بزرگ و یک پالتوی سبز..
قطار را نگه داشتند، دربها دوباره باز شد، چند مأمور آمدند، زن پنهان شده بود، از بیرون تلاش داشتند تا زن را پیدا کنند و وقتی نتوانستند، پاهای مأموران به داخل واگن زنان رسید و اینجا بود، که نوبت ما شد.. حس خوبی است، وقتی آنها را مجبور میکنی تا از واگنی که خودشان اختصاصش داده اند به تو، بروند بیرون.. حس خوبی است که آن مأمور نمی تواند زن را بگیرد، حس خوبی است که دیگران زن را پنهان می کنند و بعد صدای اعتراضشان، اجازه نمی دهد که قطار زیاد معطل بماند و زن دستگیر.. و حس خوبی است، وقتی در بسته می شود و زن با نگاهی پیروزمندانه، به صورت مأمورانی که حالا با خشم و بهت از پشت شیشه ها، نگاهش می کنند لبخند می زند و تو فکر می کنی، امروز حداقل یک کار مثبت کرده ای، که اجناس زنی را نگرفته اند و با خیال راحت می رود خانه..
همین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر